دلنوشته هایی عارفانه و زيبا با مـوضـوع خــُدا ... (سـري چهارم)
جاده های زندگی را خدا هموار می کند ؛ کار ما تنها برداشتن سنگ ریزه هاست...

شیطان به خداوند گفت:
چگونه است که بندگانت تو را دوست دارند و تو را نافرمانی میکنند
در حالی که با من دشمنند و از من اطاعت میکنند.
خطاب رسید که ای ابلیس:
به واسطه ی همان دوستی که با من دارند و دشمنی که با تو ،
از نافرمانی های آنان در میگذرم...

یوسف مى دانست تمام درها بسته هستند اما به خاطر خدا و به امید او حتی به سوی درهای بسته دوید
و تمام درهای بسته برایش باز شد...
"اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شدن ، به طرف درهای بسته بدو؛ چون خدای تو و یوسف یکیست"

جاده های زندگی را خدا هموار می کند ؛ کار ما تنها برداشتن سنگ ریزه هاست...

چه بسا خداوند هر گره ای که در کار ما می اندازد همچو گره های قالی باشد
که نهایتا قصد دارد با آنها نقشی زیبا را بیافریند

خدا گوید تو ای زیبا تر از خورشد زیبایم
تو ای والاترین موجود دنیایم
شروع کن،یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من

ای جمله بی کسان عالم را کَس
یک جو کَرمت تمام عالم را بَس
من بی کَسم و کسی ندارم جز تو
یا رب به فریاد من بی کَس رَس

الهی، تو پاک آفریده ای، ما آلوده کرده ایم

می گن با هرکی دوست بشی شکل و فرم اونو می گیری
فکرشو بکن...
اگه با خدا دوست بشی ، چه زیبا شکل می گیری !

وقتی داری گناه میکنی چپ و راست رو نگاه میکنی؟
یکبار بالا رو نگاه کن...
خدا رو ببین...

نگران فردایت نباش
خدای دیروز و امروزت فردا هم هست...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت 10:52 توسط پوریا
|
